سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

174

طب در دوره صفويه ( فارسى )

است كه وقتى از حضرت محمد ( ص ) راجع به داغ كردن سئوال كردن نه آن را نفى كرد و نه تائيد اما گفت چهار گروه از مردم بدون سئوال و جواب به بهشت مىروند آن‌هائى كه آهن سرخ شده را به كار نبرده‌اند ، آن‌هائى كه هرگز به افسون متوسل نگشته‌اند ، آن‌هائى كه چشم و گوش خود را بر كار ناصواب بسته نگاه داشته‌اند ، و آن‌هائى كه جز خداى يگانه را نپرستيده‌اند . از سوى ديگر حكيم محمد استفاده از روش داغ كردن را توصيه كرده و آن را براى درمان برخى عوارض و بيمارىها از قبيل خون‌ريزىهائى كه خون آن بند نمىآيد ، از بين بردن ريشه باقىمانده از غده‌هاى سلى و از بين بردن گوشت زيادى از هر نوع كه باشد مفيد دانسته است . يكى ديگر از اقدامات پزشكى كه بيشتر جنبهء تسكين‌دهندگى داشت حجامت و بادكش كردن بود . در مورد حجامت ابتداء با تيغ روى پوست و گوشت عضلات بين دو كتف بريدگىهائى به موازات هم از بالا به پائين ايجاد مىگرديد و سپس روى آن بادكش انداخته مىشد و در مورد بادكش بدون اينكه بريدگى در پوست ايجاد گردد بادكش مىشد . روايت است كه حضرت محمد ( ص ) اغلب دستور مىدادند كه ايشان را بادكش كنند در ايران تا همين اواخر بادكش كردن مخصوصا براى بر طرف ساختن سردرد ، و حجامت رواج فراوان داشت به نحوى كه روى پشت اغلب افراد ميان سال مىتوان علائم حجامت‌شدگى را مشاهده كرد كما اين كه روى بازوى اغلب آن‌ها جاى واكسيناسيون آبله ديده مىشود . ابن الاخوه مىگويد : « حجامت را فايده بيشمار است و آن را خطر به مراتب كمتر از فصد حجام بايد سبك‌دست باشد و پس از تيغ‌زنى بلافاصله شاخ را بيندازد . سبك‌دستى او و حذاقت وى در اين است كه به هنگام تيغ زدن هيچ دردى احساس نگردد . بهترين ساعت براى حجامت دو يا سه ساعت از روز بالا آمده است . حجامت براى تسكين دادن سنگينى سر و پيشانى ، احساس سوزش و درد در چشم و بوى بد دهان مفيد است اما در عين حال نسيان و فراموشى هم مىآورد » . دلاكى كه به كار فصد نيز مىپرداخت مىبايست در حرفهء خود تبحرى به مراتب بيشتر از ديگران داشته باشد و معلومات نظرى او مىبايست به مراتب وسيع‌تر از آن دلاكانى باشد كه حجامت مىكردند و يا مو مىتراشيدند . او مىبايست اطلاعات جامعى از تمام شريان‌ها ، وريدها و اعصاب محيطى بدن داشته باشد زيرا اين احتمال وجود داشت كه از وى بخواهند هر منطقه‌اى از بدن را فصد كند . از فصاد تازه‌كار خواسته مىشد ابتدا روى رگبرگ‌هاى چغندر تمرين رگزنى كند به علاوه او را از انجام دادن كارهاى دشوار دستى برحذر مىداشتند تا نكند انگشتانش نرمى ، حساسيت و كارآمدى خود را از دست داده و ديگر نتواند به آسانى محل رگى را كه زير پوست و گوشت است تشخيص بدهد . به او حتى توصيه مىشد كه با كشيدن سرمه چشم‌هاى خود را تقويت كند . يك چنين فردى در واقع بين دلاك معمولى و جراح قرار مىگرفت اما گاهى اوقات